عمومی

طلوعی پس از غروب – گیلونا

فرزندی که در کلام پیامبر(ص) و به امید مستضعفان جهان موعود و منجی آخرالزمان نامیده می شود، پایان دادن به ظلم مستکبران در آخرالزمان است. نام سامرا در سراسر جهان مشهور است زیرا محل دفن دو امام هادی و عسکری است و سالانه صدها هزار نفر به آنجا می روند. سامرا از «سور من رای» گرفته شده است که به معنای: هر که آن را بدهد خوشحال می شود / هر که آن را ببیند خوشحال می شود. این شهر را خالق آن «عسکر المعتصم» نیز نامیده است. سامرا به مدت سه دهه پایتخت عراق بود، بلکه مرکز حکومت خلفای عباسی بود. کنیه امام حسن عسکری (ع) را برگرفته از این نام می‌دانند و منطقه‌ای را که حکومت در آنجا نصب کرد، منطقه‌ای نظامی (عسکر) بوده است.

متوکل عباسی از موقعیت ممتاز امام در مدینه احساس خطر کرد و حضور خود را در مدینه امری پسندیده ندانست و برای کنترل بهتر امام تصمیم گرفت او را از مدینه به سامرا منتقل کند، لذا امام هادی را به همراه فرزندانش آوردند. به سامرا در سال 233 ق / 847 م. خانه پدر حضرت مهدی در سامرا دو قسمت بود; یک طرف آن برای مردان و طرف دیگر برای زنان بود و زیر اتاق ها نیز سردابی بود. که در روزهای گرم خانواده در آن سرداب زندگی می کردند. امروزه این شرابخانه در ضلع شمال غربی و در پانزده متری بقعه و حرم مطهر واقع شده است. این صحن 60 متر طول و 20 متر عرض دارد و دارای ایوان و ایوان است. در زیرزمین آن مسجدی به نام مسجد صاحب قرار دارد که حتی سالها پس از شهادت امام حسن عسکری (ع) خلفای عباسی خانه امام را زیر نظر داشتند و گاهی برای کشتن حضرت مهدی (عج) به طور ناگهانی به آنجا حمله می کردند. ; زیرا در هنگام شهادت امام عسکری علیه السلام هنگامی که امام مهدی علیه السلام عموی خود جعفر را از نماز بر جنازه امام عسکری علیه السلام ممانعت کرد و بر جنازه آن حضرت نماز خواند، تقریباً برای همگان روشن شد که امام مهدی علیه السلام ) با وجود عنایت دژخیمان عباسی به دنیا آمدند و اکنون به جانشینی حضرت عسکری (ع) می پردازند. نام آن حضرت با مضمون آخرالزمان به عنوان آخرالزمان موعود پیوند خورده است. اصطلاح آخرالزمان از زمان پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) آغاز شده و تا ظهور حضرت مهدی (عج) ادامه خواهد داشت. دوره بازگشت است و به برپایی روز قیامت منجر می شود.

روایات فراوانی به ارتباط آخرالزمان با مهدویت اشاره دارد و در بیشتر آنها آخرالزمان به دوران پایانی مرتبط با ظهور مهدی (عج) اشاره دارد. روایات زیر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گویای این مشکل است: حضرت رو به حضرت علی (علیه السلام) کرد و عرض کرد: «یا علی! آیا شما را مژده ندهم، آیا شما را خبر نکنم؟ آری یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: جبرئیل با من بود و به من خبر داد که فرمانروایی که در آخرالزمان ظهور می کند و زمین را پر از نیکی و درستی می کند – همچنان که پر از ظلم است – از نسل تو و فرزندان حسین علیه السلام».

«قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه طغیانگری از خاندان ما به حق قیام کند و آنگاه است که خداوند به او اجازه می‌دهد و هر که از او پیروی کند نجات می‌یابد و هر که از او نافرمانی کند هلاک می‌شود». روزها تمام نمی شود تا زمانی که مردی از خانواده من بر سرزمینی که همنام من است حکومت کند.» و احادیث فراوانی که در مجموعه هایی چون «منتخ الاثار» صافی گلپایگانی و «معجم حدیث المهدی» از علی کورانی و کتاب هایی که نام آنها در «کتاب مهدویت» مهدی پور آمده است. آغاز به پایان نمی رسد تا آخرین پیشوا در میان پیشوایان معرفی شده به غدیر ظهور کند و دین بدون آنها کامل نمی شود.

با توجه به مشکلاتی که در روایات برای مردم آخرالزمان بیان شده است; این سوال پیش می آید که راه نجات و سعادت مردم این دوران حساس چیست و چگونه می توانند خود را از این فتنه ها و بلاها حفظ کنند؟ پاسخی که خود روایات به این سؤال می دهند تمسک به دین الهی و پیشوایان معصوم است که دینداری در پرتو ولایت و امامت اهل بیت علیهم السلام است. از ائمه علیهم السلام به نیکی و عظمت یاد شد; پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: ای علی، آنان که در امور دینی اطمینان بیشتری دارند، اهل آخرالزمان هستند که پیامبر را ندیده اند و حجت خدا بر آنان پوشیده است. چشم، هر چند از طریق تاریکی که به رنگ سفید است (یعنی نوشته ها و اسناد) ایمان می آورند».

یعنی در آخرالزمان وقتی آزمایش های الهی بین مردم یکی یکی می گذرد و فقط یک آزمایش الهی در زمین باقی می ماند و آن هم در غیاب فیزیکی است، عده ای هستند که به لیستی روی سفید اعتقاد دارند; یعنی بر اساس مطالعه و دقت و تحقیق در آیات و روایات معصومین علیهم السلام حقیقت را یافتند و به آن احترام گذاشتند. به راستی این افراد کسانی هستند که بدون دیدن پیامبر و حجت خدا ایمان قوی دارند یا می توان گفت دلیل آن این است که عقل و تفکر آنها به حدی رشد و نمو کرده است که بدون نیاز به حجت خدا باور می کنند. حجت خدا را ببینند و بر اساس شواهد و قراینی که در حوادث روزگار به دست آورده اند. راه رستگاری توکل بر خدا و طلب علم واقعی به توحید و نبوت و امامت است; از این رو یکی از دعاهای مستحب این دوران، دعای معرفت است:

«خدایا من روح تو را می شناسم پس اگر روح تو را نمی شناختم تو را نمی شناختم». خدایا من رسولت را می شناسم، پس اگر تو پیامبرت را نمی شناسی موضوع تو را نمی دانم. خدایا من موضوع تو را می‌دانم، پس اگر موضوعت را نمی‌دانی از دین من دور شده‌ای». علم بیاب، دینم گمراه می شود؛ به عبارت دیگر، اگر انسان در فضای دین علم خود را نسبت به حجت خدا افزایش ندهد و پیوند خود را با حجت الهی مستحکم سازد، نابود می شود و از دایره دین جدا می شود. دین، پس برای اینکه انسان از وسوسه های آخرالزمان و از ظلمت های قبل از ظهور نجات یابد، تنها راه عبادت و معرفت حقیقی و ایمان به خداوند متعال و اهل بیت وحی است.

امام حسن عسکری (علیه السلام) در این باره می فرماید: «به خدا سوگند (فرزندم) گمراه کننده است که هیچ کس از سرنوشت (بی دینی و هدایت نادرست آخرالزمان) نجات نمی یابد، مگر کسانی که خداوند بر ایمانشان ثابت قدم ساخته است. و توفیق دعاها را برای تعجیل در خشنودی او به آنها عطا کن.» 6؛ سپس پیامبر به ثمره حضور آن حضرت در میان مخلوقات اشاره کرد و فرمود: «خداوند به وسیله او بلاها را از مردان جهان دور می کند و باران را می آورد. به واسطه او سقوط کن و به واسطه او برکات زمین را می گیرد 7. آری کار صالحان این است که دست مردم را بگیرند و از ظلمت و هلاکت بیرون آورند و به سوی نور ببرند. کار طاغوت ها پدر و مادر برعکس است؛ آنان سعی می کنند مردم را از نور فطرت، عقل و ایمان به ظلمت هدایت کنند، بنابراین راه رهایی از وسوسه های آخرالزمان، طلب ثبات ایمان، افزایش علم و دانش از خداوند است. ارتباط با اقتدار زمان ، حضرت مهدی (عج).

6565