عمومی

فرجام پیکان آبی و کمپانی مادر

پیکان آبی چهار سال قبل از نیسان آبی پا به جاده های نیمه آسفالته و خاکی ایران گذاشت. برادران و خواهران پیکان از سال تولد در پاییز 1345 تا بازنشستگی در بهار 1384 میلیاردها دلار سود نصیب مالکان و سهامداران ایران ناسیونال و بعداً ایران خودرو کردند. میلیون ها هموطن همچنان در شهرها و روستاهای جاده های کشور در میان تیرهای کار، تجمل، جوانان، ایستگاه ها و وانت ها تردد می کنند.

به گزارش گیلونا، «اسفند» ماه تولد و درگذشت برادران خیامی است. احمد در اسفند 1302 متولد شد و محمود در اسفند 1398 درگذشت. برادران به همراه خواهرش اولین خودروهای دوست ایران را مونتاژ کردند.

سالها کامیون و گاراژ پدرش در دوران محمدعلی و احمدشاه قاجار زمینه را برای احمد و محمود دو پسر و مرضیه دختر علی اکبر خیامی در انواع خودروهای سنگین و سبک ایجاد کرد. و محمود کتک خوردند. پدربزرگ این دو برادر، عبدالله خیامی، از فعالان مشروطه خواهی دوره قاجار بود.

انتهای فلش آبی و شرکت مادر

احمد به وسایل نقلیه سنگین و اقبال محمود به وسایل نقلیه سبک علاقه مند است.مشهورترین خودروی سواری تاریخ ایران یعنی «پیکان» پیشتاز بود.

اما همکاری تجاری دو برادر با بهانه های مبهم و نامشخص از جمله روابط نزدیک محمود با دربار پهلوی و برخی از چهره های اقتصادی تاثیرگذار آن زمان و مخالفت احمد با محمدرضا شاه و پیشنهاد دربار او برای واگذاری 49 درصد از سهام ایران ناسیونال. به کارگران و برخی اختلافات خانواده خیام به یک دهه تلاش دلسوزانه پایان دادند.

محمدرضا پهلوی شاه ایران و امیر عباس هویدا نخست وزیر معروفش چندین بار از خطوط تولید ایران ناسیونال بازدید کردند و همچنین نخست وزیری که ماشینش تحت کنترل پیکان بود. بلو آرزو کرد: «همه ایران روزی یک تیر خواهد داشت».

بنیانگذاران

احمد اسفند 1302 و محمود 17 دی 1308 در شهرستان طرقبه در استان خراسان به دنیا آمدند. پدرشان علی اکبر خیامی در زمان محمدعلی شاه راننده کامیون و گاراژدار بود و بار مردم و دولت را جابجا می کرد. در طول جنگ جهانی اول و اشغال شمال ایران توسط قزاق های روسیه، کامیون های علی اکبر در طول جنگ مورد استفاده قرار گرفت اما در پایان جنگ توقیف و به روسیه منتقل شد.

انتهای فلش آبی و شرکت مادر

پس از این اتفاق تلخ، علی اکبر گاراژ را به تعمیرگاه کامیون و کامیون تبدیل کرد و از آن زمان احمد و محمود به کارهای فنی مربوط به اتوبوس و کامیون علاقه مند شدند. احمد و محمود به قدری به این کار علاقه داشتند که در ابتدا تحصیل روزانه را رها کردند و در دبیرستان عصر به تحصیل ادامه دادند، اما با افزایش کسب و کارشان، تحصیل را رها کردند و در تمام مدت به خرید و فروش و خرید و فروش علاقه داشتند. تعمیر خودروهای سبک و سنگین و تعویض قطعات یدکی این خودروها.

برادران خیامی آنقدر به کارشان علاقه داشتند که بخشی از گاراژ پدرشان را به کارواش و کارواش سبک و سنگین تبدیل کردند. کم کم به مسائل فنی اتوبوس و کامیون علاقه مند شدند و تعمیرات ساده ای انجام دادند.

احمد در مورد علاقه خود به این خودرو می گوید: «در سرمای زمستان آنقدر روی ماشین کار می کردم که دستانم ترک می خورد، بنابراین مجبور شدم برای التیام جراحاتم پیه گرم روی آنها بگذارم.

احمد و محمود به تدریج درگیر خرید و فروش خودروهای بنز و قطعات یدکی شدند و پول خوبی برای کسب و کارهای بعدی جمع آوری کردند.

انتهای فلش آبی و شرکت مادر

احمد که در دهه 1420 در فعالیت های سیاسی ضد رژیم نیز شرکت داشت، برای فرار از دست مأموران شهربانی به تهران رفت. وی یادآور شد: یک روز در حال گشت زنی در خیابان سعدی از پنجره یک نمایشگاه بزرگ خودرو رد شدم و برای رسیدن به آنجا میخکوب شدم.در سال 1332 وقتی 30 ساله شدم اولین خودروی مرسدس بنز را در مشهد فروختم. و من متوجه شدم که او به آرامی زندگی تنهایی را به ما نشان می دهد.

با رونق خرید و فروش خودرو، احمد و محمود شرکت سهامی «برادران خیامی» را تأسیس کردند و در سال 1328 به تهران نقل مکان کردند.

احمد در تهران سعی کرد از یک دلال معمولی فراتر برود، بنابراین مستقیماً با کارخانه مرسدس بنز تماس گرفت. او در سال 1337 به اروپا سفر کرد و با مدیران شرکت اتوبوسرانی بنز در فرانکفورت ملاقات کرد و درصدد نمایندگی این شرکت برآمد. به همین منظور با دربار پهلوی پسر و وزارت اقتصاد وقت ارتباط برقرار کرد و سرانجام موفق شد مجوزهای لازم را بگیرد.

احمد و محمود به همراه خواهرش مرضیه در سال 1341 با سرمایه 10 میلیون تومانی کارگاه مونتاژ خودروهای ایرانی ساختند و در 15 آنلاین 1344 فعالیت خود را آغاز کردند و اولین محصولات این شرکت اتوبوس و مینی بوس با رده بندی دایملر بنز بود. آلمان

پس از بازدید محمدرضا شاه از کارخانه ایران ناسیونال و قول هایی که بین او و محمود خیامی داده شد، در 20 شهریور 1344 به کارخانه اجازه تولید انواع خودروهای چهار سیلندر داده شد و سرمایه شرکت به سرعت به 40 میلیون تومان افزایش یافت. . .

انتهای فلش آبی و شرکت مادر

در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۴۶ سالن تولید پیکان با امتیاز گروه روتس انگلستان به کرایسلر بریتانیا تغییر نام داد و بعداً با امتیاز شرکت تالبوت ساخته شد و در کارخانه شمال به بهره برداری رسید. بنابراین در زمینه توسعه تولید انواع خودرو از جمله اتوبوس و مینی بوس، سالن های تولید اتوبوس 302 و 309 مینی بوس با امتیاز دایملر-بنز آلمان افتتاح شد.

مجموع تولید ملی ایران از سال 1348 تا 1357 تقریباً 400000 دستگاه از انواع مدل های پیکان بوده است. این شرکت در سال اول تولید روزانه حدود 10 دستگاه خودرو، 7 اتوبوس و یک کامیون بنز تولید می کرد. هفت سال بعد، این شرکت اعلام کرد که سرمایه آن بیش از دو برابر شده است و یکی از بزرگترین خودروسازان آسیایی از نظر کیفیت و کمیت تولید است. ایران ناسیونال در سال 1352 از طرح خودکفایی خود در تولید لوازم جانبی و قطعات یدکی خودرو صحبت کرد.

این شرکت با همکاری شرکت انگلیسی تالبوت که در آن زمان خودروی هیلمن را تولید می کرد، تولید هیلمن را با نام پیکان در اردیبهشت 1346 آغاز کرد و در پایان همان سال، خودروی پیکان با قیمت مناسب به بازار عرضه شد. 12000 تومان.

انتهای فلش آبی و شرکت مادر
راست احمد خیامی – چپ محمود خیامی

احمد و محمود در سال 1351 مسیر تجاری خود را از هم جدا کردند و از آن زمان ایران ناسیونال به محمود خیامی تعلق گرفت.

قبل از انقلاب ۱۳۵۷، برادران خیامی علاوه بر ایران، ده‌ها شرکت دیگر را در صنایع سنگین راه‌اندازی کردند و پایه‌گذاران خدمات توسعه صنعتی گسترده در ایران شدند. بیمه آسیا، موبایلیران، کوروش استور، کارخانه بریجستون، پیستون و ایدم تبریز، بلبرینگ ایران، بانک صنعت و معدن، شرکت ریخته گری، شرکت رضا مشهد و بسیاری شرکت های دیگر از جمله شرکت هایی هستند که تحت مالکیت احمد یا محمود یا مشترکاً هر دو هستند. برادران تاسیس شد.

با وقوع انقلاب اسلامی در بهمن 1357، اموال احمد و محمود خیامی توسط دادگاه انقلاب مصادره شد و خود آنها مدتی در بازداشت بودند.

این دو برادر سرانجام در خارج از ایران فوت کردند. احمد در 27 ژوئن 2000 در سن 77 سالگی در تورنتو، کانادا درگذشت و در لس آنجلس، ایالات متحده آمریکا به خاک سپرده شد. برادرش محمود نیز در روز جمعه 30 مارس 2010 در سن 90 سالگی در لندن درگذشت و به خاک سپرده شد.

منبع:

کتاب تیر سرنوشت ما – نشر نی – مجموعه نوشته ها و خاطرات مهدی خیامی

پایان خبر