فرهنگ و هنر

انتشار «یاد آوردن آنچه هرگز نبوده»

«به یاد آنچه هرگز نبود» کلاریسی لیسپکتور در آستانه انتشار است ، ترجمه مجید پروانه پور است.

به گزارش گیلونا ، در مقدمه انتشار متن این کتاب که از داستان های آمریکای لاتین و زبان و ادبیات پرتغالی ترجمه شده است ، آمده است: کلاریسی لیسپکتور نویسنده ای است که همتای کافکا محسوب می شود و کار بزرگی کرده است. گامی در نوشتن زنان این کتاب مجموعه ای از داستان ها و مقالات روزنامه نگاری و نوشته های تحریریه است که بسیار فراتر از شیوه های معمول روزنامه نگاری است و راه را برای خواندن داستان ها و رمان های کوتاه او هموار می کند. کلاریسی لیسپکتور (1920-1977) نوشتن را در برزیل در دهه 1940 آغاز کرد. او یکی از برجسته ترین نویسندگان قرن بیستم است و میراث ادبی او ، که محصول ذهن خلاق اوست که روزانه با مفاهیمی مانند زنانگی ، دیگری بودن ، خود ، اشتیاق ، عشق ، درد ، لذت و تنهایی مبارزه می کند.

نمونه ای از نثر و نوشته کلاریسی لیسپکتور: ژاندیرا سرآشپز ماست. اما آشپزی بسیار قوی است. آنقدر قوی که دیده نمی شود. یکی از خواهرانم به دیدن من آمد. ژاندیرا وارد اتاق شد ، بسیار جدی به او نگاه کرد و بدون مقدمه گفت: “سفری که زنان منتظر آن هستند مطمئناً انجام خواهد شد. خانم ها اکنون دوران بسیار شادی را در زندگی خود سپری می کنند.” و با گفتن این کلمات ، سریع اتاق را ترک کرد. خواهرم با تعجب نگاهم کرد. کمی خجالت کشیدم ، با دستانم یک حرکت درمانده را انجام دادم که انگار می گفت هیچ کاری با من انجام نشده است ، و در همان حال توضیح دادم: “ظاهراً غیب گرایان می آیند”. خواهرم خیلی خونسرد جواب داد: “درست است. خوب ، دیگر کاری که می توان کرد ، انجام می شود ، هر زنی همان خدمتکار را دریافت می کند که سزاوار آن است.

“اگر من جای شما بودم” ظاهراً عصاره بزرگترین خطری است که ما در زندگی با آن روبرو هستیم ، یعنی امکان ورود به دنیای جدید ناشناخته ها. با این حال ، من این احساس را از بین نمی برم که ما بالاخره پس از اولین لحظات جنون آمیز وجد ، جهان را تجربه می کردیم. من شک ندارم که ما همه دردهای این دنیا را تجربه کرده ایم. و ما دردهای خود را نادیده می گیریم ، دردهایی که آموخته ایم. اما گاهی اوقات خلسه محض ، شادی محض که به ندرت احساس می کنیم ، بر ما غالب می شود. صبر کنید ، من فکر می کنم من در حال حاضر آن را تجربه می کنم ، در حال حاضر می خندم و شرمنده می شوم وقتی صحبت از یک مسئله مهم می شود.

انتهای پیام