فرهنگ و هنر

دیدار متفاوت دو برادر در معراج‌الشهدا

تابوت را باز کردم، به امید اینکه اشتباه کرده باشد، اما حقیقت داشت. برادر نازنینم در تابوت خوابیده بود. گونه هایش را بوسیدم. سرد بود اما پر از احساس.

به گزارش گیلونا، مهدی انوری برادر شهید محمودرضا انوری از رزمندگان لشکر دهم سیدالشهد(ع) در اولین برخورد خود با پیکر برادر شهیدش می گوید: پس از خبر شهادتم. با ورود برادرش همراه یکی از دوستانم به معراج دی مارتیری رفتیم.


در آن زمان هنوز 15 ساله نشده بود. غم برادرم را باور نمی کردم.

از نگهبان اجازه گرفتم و وارد سردخانه شدیم. در راه سردخانه مدام تکرار می کردم امکان دارد دیگر سعید را نبینم؟

دنیا دور من نمی چرخید، بر سرم خراب شده بود. سردخانه پیکر 10 شهید را در خود جای داده بود و من با شما به دنبال برادرم بودم.

در وسط ردیف سمت چپ، تابوت با در شکسته توجهم را جلب کرد. چی میدیدم؟! واقعا روی آن نوشته شده بود: «شهید محمودرضا انوری» اشک هایم بی اختیار سرازیر شد.

تابوت را باز کردم، به امید اینکه اشتباه کرده باشد، اما حقیقت داشت. برادر نازنینم در تابوت خوابیده بود. گونه هایش را بوسیدم. سرد بود اما پر از احساس.

می دانستم که قرار است اتفاق بیفتد، اما هنوز چیزی را که می دیدم باور نمی کردم. روز تشییع به غسالخانه شهدا رفتم. کربلا آنجا بود.

یک بار دیگر منتظر بودم که هر کدام از آنها بلند شوند و با هم از آن نبرد خارج شوند. منتظر بودم دستش را دراز کند و دستم را بگیرد. چشمانش را باز کرد و در چشمان من نگاه کرد، اما ملاقات ما تا قیامت به تأخیر افتاد.
انتهای پیام