فرهنگ و هنر

شباهت مرگ دو نویسنده – گیلونا

مسعود خیام ضمن بیان شباهت های مرگ صادق هدایت و جرارد دو نروال ، نویسنده فرانسوی ، یکی از نویسندگان مورد علاقه هدایت را نروال معرفی می کند که آثار او را عمیقا می شناخت.

این نویسنده و محقق ادبی شرح مختصری از زندگی و مرگ صادق هدایت و جرارد دو نروال نوشت و آن را در اختیار گیلونا قرار داد که به شرح زیر است: M.) و تصور می شود نویسنده فرانسوی Gerard de Nerval (1858-1858) علت. این یادداشت نگاهی گذرا به زندگی آنها دارد. راز وحدت بوف کور و ارتباط آن با آثار دو ناراحل قبلاً گفته شد.

دی نروال ، داستان نویس ، شاعر ، نمایشنامه نویس و مترجم فرانسوی قرن نوزدهم ، در 22 مه 1808 در پاریس متولد شد. Gerard de Nerval نام مستعار است ، نام واقعی این نویسنده مشهور Gerard Labrunie بود. پدرش پزشک ارتش ناپلئون بود. در جوانی با ویکتور هوگو آشنا شد و همکاری ادبی با او داشت. او با نویسنده و شاعر فرانسوی تئوفیل گوتیه و دیگران یک انجمن ادبی تشکیل داد. وی با ترجمه آثار گوته و شیلر و دیگر نویسندگان آلمانی به فرانسه ، نقش مهمی در معرفی فرهنگ آلمانی به فرانسوی ها ایفا کرد. افسانه ای مشهور وجود دارد که گوته هنگام خواندن ترجمه فارسی نروال از فاوست می گوید: “بنابراین هنوز در فرانسه نوابغ وجود دارند!” گوته در روایتی دیگر می گوید: “این ترجمه از اصل بهتر است”. او اولین مجموعه شعر خود را در 16 سالگی منتشر کرد. او کتابهای زیادی نوشته است ، از جمله “سیلوی” و “اورلیا” شهرت خاصی دارند. او سفرهای ماجراجویانه ای به شرق داشت که در مقالات متعدد روزنامه ها شرح داده بود. از جرارد دو نروال در میان شاعران رمانتیک فرانسوی نام برده شده است. او چنان تأثیر عمیقی بر مارسل پروست و آندره برتون و شاعران و نویسندگان پس از وی ، به ویژه بنیانگذاران مکتب سوررئالیسم ادبی گذاشت ، به طوری که از وی به عنوان یکی از بنیانگذاران سوررئالیسم نام برده شد. جرارد دو نروال از بیماری روانی رنج می برد و دوره ای در بیمارستان روانی بستری می شد. در 26 ژانویه 1855 ، در سن 47 سالگی ، وی خود را در یکی از کوچه های سرد و تاریک پاریس به دار آویخت.

صادق هدایت در خانواده ای ثروتمند متولد شد. پدرش ، هدایت قلی خان خان اعتضادالملک ، از حکام قاجار بود. مدتی در دارالفنون تحصیل کرد ، سپس به مدرسه فرانسوی “سنت لوئیس” رفت. وی نوشتن مقاله را در نوجوانی آغاز کرد. او اولین روایت زندگی و رباعیات عمر خیام را در 18 سالگی نوشت. تأثیر آموزش فرانسه بر زندگی و آثار او مشهود است. او در دبیرستان سنت لوئیس گیاه خوار شد و تا آخر گیاه خوار ماند. او در جوانی درباره رفتار ملایم با حیوانات نوشت. او بعداً کتاب مزایای گیاه خواری را نوشت. پس از دبیرستان در سال 1305 ، وی به همراه تعدادی از دانش آموزان برای تحصیل در رشته مهندسی عازم بلژیک شد. تحصیل علوم کوچک در بلژیک انگیزه ای در او ایجاد نکرد. او برای تحصیل ادبیات در پاریس به فرانسه رفت. او دائماً کتاب می خواند و از همه کتاب های مربوط به دندانپزشکی ادبی غفلت می شد. او احتمالاً مشهورترین و تأثیرگذارترین نویسنده معاصر ایران است. در سال 1307 ، در سن 26 سالگی ، خودکشی کرد. او می خواست در رودخانه غرق شود ، اما نجات یافت. علت این خودکشی مشکلات عاطفی ، عشق و عاشقانه بود. او به زودی مدرسه را رها کرد و در سال 1309 به تهران بازگشت. وی به همراه مسعود فرزاد و مجتبی مینوی و بزرگ علوی گروهی چهار نفره (چهار نفره) تشکیل داد. این گروه یکی از پیشگامان هنر و ادبیات مدرن است. به درخواست وزیر آموزش و پرورش ، قلم برای مدتی ممنوع شد. هدایت یکی از اولین قربانیان سانسور معاصر در ایران است. در سال 1315 به هند رفت و زبان پهلوی را فرا گرفت. وی شرح حال اردشیر بابکان را از پهلوی ترجمه کرد. در هند او توانست اثر ادبی مهم خود ، رمان بوف کور ، نوشته شده در پاریس ، را در نسخه محدود با دستگاه شابلون بازتولید کند و برای دوستان و آشنایان ارسال کند. یکی از نویسندگان مورد علاقه او جرارد دو نروال بود که بر او تأثیر گذاشت. هدایت با آثار جرارد دو نروال آشنایی عمیقی داشت. “صادق هدایت در سال 1961 در آپارتمان خود در پاریس با گاز گاز خودکشی کرد.”

انتهای پیام