فرهنگ و هنر

شهید محمود رضائیان؛ ایثارگر و داوطلب همه کارهای سخت!

گیلونا/ قم شهید محمود رضائیان در وصیت نامه خود نوشت: اگر خیر یا بدی دیدی مرا ببخش و بعد از خودت از تو می خواهم با صبر و استقامت خود به همه مردم ایران بفهمان که جان من از نظر بسیار کوچک و بی ارزش بوده است. از خدا

در 17 تیر 1349 در خانواده ای مذهبی در قم به دنیا آمد. در دوران راهنمایی تحصیل را رها کرد تا هر چه زودتر به مدرسه عشق و آزادی برود، اما به دلیل سن کم خانواده با رفتن او به جبهه مخالفت کردند.

عاقبت دعا و دعای او جواب داد و خانواده رضایت دادند و محمود توسط سپاه علی بن ابیطالب (ع) به جبهه اعزام شد و در چندین عملیات از جمله کربلای 4 و 5 و فاو شرکت کرد و در عملیات 4 و 4 کربلا مجروح شد. .

پس از بیرون آمدن ترکش اصابت به زانو خود را به عنوان سرباز وظیفه معرفی کرد و از طرف سپاه به پادگان کرخه اندیمشک رفت و در آنجا به عنوان دندانپزشک مشغول به کار شد و سپس به اطلاعات و عملیات پیوست.

سرانجام در 28 آنلاین 1366 شهید رضائیان در حین انجام وظیفه در منطقه شلمچه به شهادت رسید و در گلزار شهدای علی بن جعفر (ع) قم به خاک سپرده شد.

مادر شهید محمود رضائیان به یاد این شهید می گوید:

بعد از اذان صبح برای نماز از خواب بیدار شدیم، وارد حیاط شدم و ناگهان از پنجره ماشینی که در حیاط بود دو قدمی بیرون آمدند. با دو پایه حنا. اینجا بود که زیاد خوردم.

با پدرش تماس گرفتم و با هم به سمت ماشین رفتیم. دیدیم محمود بود که از جبهه برای مرخصی آمده بود و از آنجایی که می خواست مزاحم ما نشود، با تمام خستگی از شرکت در عملیات کربلای 4 که زمان زیادی نگذشته بود، ترجیح داد بیرون از اتاق بخوابد. آن هوای سرد، آنقدر که وقتی وارد شد در اتاق کسی از خواب بیدار شد.

گزیده ای از وصیت نامه شهید محمود رضائیان:

به نام خدا و به نام الوهیتی که جهان و چیزهای موجود در آن را آفرید، وصیت خود را آغاز می کنم:

اگر خدا بخواهد می‌توانیم در این عملیات به پیروزی نهایی برسیم، اما اگر به کربلا برسیم که از اقبال ما است، می‌توانیم قبر شش گوشه ملا اباعبدالله حسین را زیارت کنیم و ندای خمینی را اجابت کنیم. اگر به شهادت رسیدیم با تو هستیم پدر. و مادران و برادران و خواهران و همه اقوام عاجزانه از شما می خواهیم که اول مرا حلال کنید، اگر بد یا خوب دیدید مرا ببخشید و سپس از شما می خواهم که با صبر و استقامت خود به همه مردم ایران بفهمانید که زندگی محال من در راه خدا بسیار کوچک و بی ارزش است و به او بفهمانید که اگر هزار بار در خط مقدم در راه خدا کشته شوم به خواست خدا دوباره زنده می شوم و در راه اسلام می جنگم. و از دشمن خونخوار نترسیدم و تا آخرین قطره خونم خواهم جنگید.

از شما مادران و خواهران عزیزم خواهشمندم حجاب اسلامی خود را حفظ کنید و نماز را به وقت جماعت بخوانید و هر گاه کم کاری کردید با دعا و ذکر و صلوات قلب خود را از گناهان پاک کنید. از برادر بزرگترم احمد آقا به عنوان برادر کوچکی که مرا حلال می کند و راهم را ادامه می دهد، از دو برادر کوچکترم می خواهم که درس هایشان را بخوانند تا با درس هایشان مشت به دهان ابرقدرت ها بکوبند و اگر به سن رسیدند. که می توانند به میدان بیایند و نه تنها راه من بلکه راه هزاران جوان را ادامه دهند

و در آخر از شما می خواهم که از همه اقوام و همسایه های محله بخواهید مرا حلال کنند چون ممکن است اتفاقی افتاده باشد که از من راضی نباشند.

«والسلام علیکم رحمه الله و برکاته»

محمود رضایی

در تاریخ 14/11/1364

انتهای پیام