فرهنگ و هنر

ماجرای بیت‌های زن‌ستیز منتسب به «شاهنامه» چیست؟

زاگرس زند می گوید: «زن و اژدها هر دو در زمین هستند» در هیچ نسخه خطی شاهنامه ای وجود ندارد و اولین بار در دوره قاجار در نسخه چاپی کلکته آمده و به نسخه های دیگر راه یافته است. احتمالاً از «گرشاسب نامه» اسدی طوسی تا شاهنامه. همچنین در هیچ نسخه خطی و چاپی «ستایش زنان، ستایش سگها» ذکر نشده است، در فرهنگ شفاهی رایج است و بدین ترتیب در «امثال و جمله های دهخدا» وارد شده است.

این شاهنامه پژوه و استاد دانشگاه در گفت وگو با گیلونا درباره سطور «زن و اژدها هر دو در خاک / دنیا پاک از این دو نجس است» و «زنان ستایش سگ/ که سگ از صد پارسا است» در گفت وگو با گیلونا. زنان «و علت شهرت این آیات می‌گوید: آیاتی معروف است که زشت‌تر و زشت‌تر است و برای گوینده، شنونده و هر ایرانی توهین‌آمیز و تحقیرآمیز است، اما متأسفانه رایج است و در فرهنگ‌ها و فرهنگ‌ها به کار رفته است. برخی از نشریات و توسط علمای برجسته.و صاحب مخاطب به نام فردوسی و «شاهنامه» آمد و منتشر شد و حتی نظریه پردازی درباره آنها بی فایده بود و مورد استفاده عده ای ضد ایرانی و شاهنامه بود. اغلب برای اینکه از چیزی استفاده نکنند، مبنای علمی برای رفتن به تحقیق را ذکر نمی کنند. آنها از یافتن چیزهای منفی در مورد پارسی، فردوسی، شاهنامه، ایران باستان و هخامنشیان خوشحال می شوند زیرا بهانه ای برای اهداف سیاسی و قومی خود می یابند. گروه های ضد ملی، ضد ایرانی، ضد تاریخی و ضد باستانی، مانند فعال ترین گروه های چپ در گذشته، از این تکه ها سوء استفاده های دیگری کرده اند.

وی با بیان اینکه باید به پژوهش علمی احترام گذاشت، ادامه می دهد: اگر بخواهیم درباره هخامنشیان اظهار نظر یا تحلیل کنیم باید به بزرگان هخامنشی رجوع کنیم و به حرف آنها گوش کنیم و از آنها بپرسیم که چه شده است. اگر بخواهیم درباره بیتی از حافظ و مولانا و شاهنامه صحبت کنیم، بد نیست ببینیم که مهم ترین مولوی پژوهان، حافظان و شاهنامه پژوهان اساساً آن بیت را قبول دارند، آن را اصیل یا به گونه ای می دانند که ما می اندیشیم. درست است، آنها همچنین می‌دانند که حمله‌ای چقدر اصلاح یا تحریف شده است، اما ما آن را انجام نمی‌دهیم. با فضای مجازی و الکترونیک، این کار آسان است و می توانید مقالات نوشته شده را تنها با چند دقیقه تحقیق و بدون هزینه اضافی مشاهده کنید. حتی اگر متخصص هم نباشید، می بینید که موضوعات چیست. شما می توانید ببینید که آیا یک بیت خاص و یک موضوع خاص متعلق به یک شخص خاص است یا خیر. اگر چنین است، در مورد آن چه می خواهید بگویید.

زند خاطرنشان می کند: ابیات بسیار معروفی وجود دارد که بر لبان همگان است و در برخی ضرب المثل ها و فرهنگ های عامیانه آمده است، اما نسخه خطی قدیمی نیست، حتی معیار چاپ ها نیز نسخه خطی است. مردم عادی نمی توانند نسخه های خطی را ببینند و به چاپ مراجعه کنند. ما 1000 نسخه خطی شاهنامه در سراسر جهان داریم که 50 تای آنها مشهور و 20 تای آنها قدیمی تر و معتبرتر و کمتر تحریف شده و مورد استفاده همه ویراستاران و شاهنامه پژوهان قرار گرفته اند، این بیت در هیچ کدام نیست. حتی در نسخه های معتبر جدید هم وجود ندارد. این بیت اولین بار در دوره قاجار در کلکته هند منتشر شد. ممکن است اشتباه کرده باشند یا نسخه خطی نامعتبر داشته باشند یا در حماقت های دیگری ظاهر شده و در شاهنامه از آنها استفاده کرده باشند. گمان می رود بیتی شبیه به این بیت در گرشاسبنامه اسدی طوسی اضافه و تکمیل شده باشد و از آنجا به شاهنامه هند و از آنجا به شاهنامه که توسط «شاهنامه امیر بهادری» تجدید چاپ شده است. «شاهنامه رمضانی»، شاهنامه امیرکبیر، و متأسفانه به شاهنامه دبیرسیاقی نیز راه یافت. «اما شاهنامه پژوهان مطمئن هستند که این بیت از فردوسی نیست.

این استاد دانشگاه بیان می کند: خوب یا بد بودن این بیت برای ما مهم نیست، اتفاقاً بسیاری از ابیات خوب و زیبا را فردوسی از نظر شاهنامه شناسان نمی دانند. این کار علمی است. حالا معنیش خوبه یا نه. ویرایش علمی یک متن با رعایت اصولی فراتر از این ارزیابی ها، برای هیچکس خوشایند و ناخوشایند نیست. ما نمی خواهیم بگوییم اینجا به زن بدرفتاری شده و نگاه می کنیم و نقد می کنیم، اینطور نیست و کار علمی است. یا مثلاً آیه ی « حمد النساء، حمد السگان / که سگ از صد زن پارسا است». این بیت نیز زشت و مضحک است، جالب است که نه تنها در هیچ نسخه خطی نیامده، بلکه در هیچ چاپی هم نیست. بیت قبلی در مطبوعات کلکته بود. این بیت چاپی نیست و شاهنامه در «امثال و جمله» دهخدا بررسی و دیده شده است. آنها را به فردوسی نسبت داده اند. دهخدا بدون تحقیق او را فردوسی نامید. البته شاهنامه پژوهی در آن زمان پیشرفته نبود. البته به نظر می رسد در منبعی کهن تر، «لغت نامه شاهنامه» عبدالقادر بغدادی نیز متعلق به دوره صفویه است و از آنجا وارد فرهنگ شفاهی و سپس در امثال و قضاوت های دهخدا شده است. البته ابیاتی بسیار زن ستیزانه، توهین آمیز و تحقیرآمیز در مورد زنان وجود دارد که به اعتقاد محققین از فردوسی نیست و به همین دلیل معتبرترین آنها در شاهنامه نیست مانند شاهنامه استاد خالقی مطلق، شاهنامه استاد کزازی و مهری بهفر و حتی برخی. شاهنامه مسکو و ژول مول. اما رایج است و دیگران روی آنها سوء استفاده و مانور می دهند.

زاگرس زند در ادامه توضیح می دهد: در شاهنامه ابیات زنانه فراوانی وجود دارد، چگونه انسان می تواند هم زن ستیز و هم فمینیست باشد؟ آیا چنین چیزی امکان پذیر است؟ یکی یا تا حدی فمینیست است یا تا حدی فمینیست. امکان داشتن هر دو وجود ندارد. اگر کسی در هر دو زمینه مقاله بنویسد، نمی گوید که این فرد روان پریشی است؟ در شاهنامه ابیات زنانه یا مضامین زیبا داریم وقتی دختری به دنیا می‌آید یا زنی به پادشاهی می‌رسد، یا وقتی زنی فرمانده می‌شود یا زنی با معشوقش نقشه می‌سازد یا با شوهرش وارد گفتگو می‌شود، زبان فردوسی کنایه ندارد. ، توهین آمیز یا توهین آمیز. . یا وقتی فردوسی در مقدمه «بیژن و منیژه» با همسرش صحبت می‌کند، تعجب می‌کنی که چقدر از ویژگی‌های مثبت او با احترام و تکریم صحبت می‌کند. یا دختران پادشاه یمن و شیرین، همسر خسرو، یا شخصیت های عاشق بازیگرانی چون منیژه، شیرین، کتایون، عاشق هستند، حتی عاشق معشوق نیستند، یعنی مثل لیلی در داستان «منفعل نیستند». لیلی و دیوانه»، آنها اعتماد به نفس دارند، ابتکار عمل را به دست می گیرند، ابراز عشق می کنند، اصرار می کنند و حتی ممکن است مانند نوشابه تقلب کنند. رودابه و تهمینه خواستگاری عشق و ازدواج می کنند، در سرنوشتشان نقش دارند، تصمیم می گیرند چه کسی را به عنوان همسر انتخاب کنند، ما زنان قهرمان و رزمنده داریم، ما فرماندهان زن مانند گردآفرید و یک زن سیاسی داریم که برای مذاکره و بحث درباره سیندخت می رود. مشکل حل می شود، ما سه شاه همای، پوران، دختر و آذرمی داریم. وقتی همه اینها را کنار هم می گذارید، زنان شاهنامه را متونی از ایران باستان و فرهنگ ایرانی و از نگاه راوی این متون، فردوسی که آنها را به نظم درآورده و ابیاتی ضد زن می بینید. در این دیدگاه مناسب نیست.

او گفت: «البته ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که 1500 سال پیش مانند امروز کسی برای حقوق بشر و حقوق زنان تلاش کرده باشد، مردم خودشان به این موضوع نگاه نمی‌کردند زیرا جامعه ایران یک جامعه مردسالار بود. باید اعتراف کرد که فرهنگ ما در ایران باستان، قومی و قبیله ای ایران بوده و سپس یک فرهنگ مردمی و مردسالار بوده است. در فرهنگ های دیگر چین، هند و اروپا یکی بوده است و در مقایسه با دنیای باستان و دیگر متون ادبیات فارسی و تاریخ نگاری و غیره، «شاهنامه» کمی عجیب است و نقش زنان بیش از حد متوسط ​​است. فرهنگ و جامعه ایرانی و متون مختلف. بعد از تولد دختر می گوید: «هرچه فرزند، دین و تنور/ دلتنگ، بر کدام زن یا مرد» بهتر است بگوییم تساوی دختر و پسر؟ چه دختر باشد چه پسر، اگر دین و فرهنگ و تحصیلات داشته باشد، محبوب است. نمی توان چنین بیتی در فضای فکری و فرهنگی کاملا مردسالارانه و زن ستیزانه جاری شود، یا «اگر زن متقی و نصیحت کننده / یکی گنج پر از زن»، هر مردی گران بها است. دارای صفات خوب است و اگر زن دارای صفات خوب باشد ارزشمند است.

وی در پایان بیان می کند: وقتی با داستان «شاهنامه» یا «ویس و رامین» نظامی یا هر داستان دیگری مواجه می شویم، باید به شخصیت پردازی، فرم و ساختار داستان توجه کنیم. در متن داستان شخصیت هایی هستند که آدم های منفی هستند، مثلاً فحش می دهند و بی ادب و قاتل هستند، چرا نمی گویید نظامی و مولانا قتل را ترویج می کنند؟ یا در رمان یا فیلم یا سریالی شخصیت های منفی وجود دارند که کارهای عجیب و فاجعه آمیز انجام می دهند، نویسنده و کارگردان را امتحان می کنند؟ یا مقاله توسط شخص بدی نوشته شده است؟ آن شخصیت ساخته و پرداخته می شود، شخصیتی که نقش بازی می کند. شخصیت های زیادی در شاهنامه هستند که می توانند با همسرش بدرفتاری کنند، افراسیاب با دخترش فحاشی می کند یا رستم عصبانی می شود و به سودابه می گوید: فلانی را نصف می کنم چون باعث مرگ سیاوش شد یا در جواب یک بحران شخصی یک چیزی می گویند، اینکه بگویند برای همین است که فردوسی این گونه است، حرف خنده دار و بی پروا است. اگر شخصیتی می آید و حرف می زند، نظر راوی نیست، نظر آدم هایی است که نقش را بازی می کنند، چه شخصیت تاریخی باشد یا اسطوره یا حماسه. این شخصیت ها قبلاً در بین مردم بوده اند و فردوسی صادقانه آن ها را روایت می کند و اگر فردی بی ادب و زن ستیز باشد، نیامده است که او را آدم خوبی معرفی کند و سانسورش کند تا تحصیلات بدی نداشته باشد. ما چنین چیزی نداریم و چه خوب که نداشت، امین بود و هر چه در فرهنگ ایرانی بود گفت. به خاطر داشته باشید که نویسندگان، سخنرانان، داستان نویسان، شاعران و نظریه پردازان ما در طول تاریخ، به استثنای زنان، مرد بوده اند. در این داستان مردانه همه چیز از دید مردان دیده می شود و خودخواهی و جنسیت گرایی وارد کتاب و فرهنگ می شود. چه انتظاری داریم که با زنان محترمانه رفتار شود؟ آدم های فرهیخته مثل الان در زندگی و رفتار و سیاست و ادبیات و تاریخ نگاری کار نکرده اند و آدم های تحصیلکرده هم روشنفکر کار نمی کنند اما در زندگی کسانی که می روید مرد مردسالار می بینید. این را نمی توان در طول تاریخ انتظار داشت، به ویژه در مورد زنانی که کمتر از حقوق خود آگاه هستند، سواد کمتری دارند و کمتر قادر به دفاع از خود یا ایفای نقش هستند. اما «شاهنامه» بدون تعصب در موقعیت بهتری قرار دارد و این نشان می‌دهد که هم شخصیت فردوسی و هم فرهنگ بومی و ایران باستان بهتر از آن چیزی بوده که برخی می‌گویند و بخش‌های امروزی متعصبانه است. حالا می خواهیم افتخار کنیم یا نه.

آیات زن ستیزانه منسوب به چه تاریخچه ای است؟

زاگرس زند

انتهای پیام/