فرهنگ و هنر

مشروطه‌خواهی که نگران لغات بیگانه بود

صادق رضازاده شفق در عین حال معتقد بود که اگر بخواهیم لغات عربی فارسی را حذف کنیم باید هزاران مبل و کتاب شعر، نثر، تاریخ، علم و میلیون ها کتاب خود را پاک و نابود کنیم. باید از به کار بردن واژه های بیگانه که جهل یا هوسبازی و تقلید و تظاهر است دست برداشت، به هر نحوی جلوی آن را گرفت.

به گزارش گیلونا، هفتم شهریور ماه، پنجاه و یک سال از درگذشت او می گذرد.

صادق رضازاده شفق، استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی، مدرس دارالمومنین عالی و از مؤسسان و اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران، متولد 1271 در تبریز بود. در صفحه معروف دانشگاه تهران نوشته شده است).
او در مدرسه آمریکایی (مموریال مدرسه) تحصیل کرد و حضورش همزمان با تعطیلی مجلس به دستور محمدعلی شاه بود. با حمایت و راهنمایی معلم آمریکایی خود، او و برخی از هم دوره ای هایش در گروهی به نام «ارتش نجات» به مشروطه خواهان پیوستند.

او همچنین در انتشار روزنامه شفق (از شهریور 1289) مشارکت داشت و بیشتر مقالات آن را نوشت و از آنجا بود که کلمه شفق به نام خانوادگی او اضافه شد. گفته می شود به دلیل حضور سربازان روسی در تبریز مجبور به فرار از ایران شد و به ترکیه پناهنده شد و در استانبول به تدریس زبان و تاریخ فارسی در مدرسه ابتدایی ایرانیان پرداخت.

صادق رضازاده شفق دکترای خود را در رشته فلسفه از دانشگاه برلین دریافت کرد. پس از بازگشت برای تدریس تاریخ و فلسفه عمومی در دارالمومنین استخدام شد و همچنین به تدریس تاریخ، فلسفه عمومی و تاریخ ادبیات ایران از ابتدا تا اسلام در دانشگاه تهران مشغول شد. رضازاده شفق از سال 1322 تاکنون به مدت پنج دوره در مجلس شورای ملی حضور داشته و نقش مؤثری در هیئت اعزامی ایران به سانفرانسیسکو برای تهیه و تصویب منشور ملل متحد داشته است. او همچنین سابقه تدریس در دانشگاه های کلمبیا و میشیگان آمریکا و مک گیل کانادا را داشته است.

«ایران از دیدگاه مستشرقان»، «پیمان متفکرینک ترکی نظر نیتیشه»، «راه آزادی ایران»، «یادگار سفر سوئیس»، «تاریخ مختصر ایران» و «نادرشاه از دیدگاه خاورشناسان «از آثار اوست.

مشروطه خواه که نگران واژه های بیگانه بود

صادق رضازاده شفق در کنار سید حسن تقی زاده

در یکی از مقالات خود با عنوان «فارسی و تأثیر واژه‌های بیگانه» (دانشکده هنر، دانشگاه اصفهان، 1394، شماره 7) وی به چرایی حذف لغات عربی از منابع فارسی پرداخت و نوشت: زبان یونانی و مغولی بیگانه بودند و بیگانه ماندند و یا برخی واژه ها و اصطلاحات را در زبان ما به جا گذاشتند که در نهایت بی ارزش شدند و دلیل اصلی نفوذ آنها بود. دلیل نظامی و سیاسی بود، اما در مسئله عرب دلیل دیگری وجود دارد که بسیار مهمتر است و آن اینکه ایرانیان دین اسلام را پذیرفتند و به دلیل این ارتباط معنوی، نه تنها زبان عربی را یاد گرفتند، بلکه دانشمندان ایرانی که صدها نفر می‌شدند، در آن زمان مؤلف و برخی از نخستین دانشمندان علوم اسلامی مانند تفسیر، فقه، حدیث، حکمت، علوم، صرف و نحو و نحو عربی، حتی در شعر، ایرانی بودند. و در این زمان ذکر طبری، ابن بابویه و کلینی لازم نیست و غزالی، ابوعلی سینا، ابوریحان، سیبویه، بشر و ابونواس را به تفصیل نام می برم.

این استاد فقید معتقد است که با این پیشینه، واژه ها و حتی ترکیبات عربی از چهارده قرن پیش وارد زبان فارسی شده و یکصد و چهل یا بیشتر از زبان ما را تشکیل داده و برای همه علما، محافل علمی، مدارس و مراکز ادبی جای دارد. در این فصل توضیح داد و توضیح داد: «واژگان عربی که وارد زبان فارسی شده است را به طور کلی می توان به دو قسمت تقسیم کرد، یکی کلماتی است که ناشناخته بوده و ناآشنا مانده اند و حتی اگر گاه در کتاب هایی مانند مرزبان نامه و … یافت شوند. وصاف ای در کتابهای شیوا و فصیحی مانند گلستان سعدی و در برخی از اشعار انسان ساخته مانند اشعار خاقانی به کار می رفت و با همه این شرایط نتوانستند جا باز کنند و کلماتی که در نظم و نثر ما پذیرفته شده و به کار رفته بود تا چهارده سالگی. اکنون قرن ها جزء کلمات و زبان ما شده و اساس و جوهر را ایجاد کرده است الف از ادبیات دوره اسلامی است و امروز صحبت از حذف آن واژه ها معادل حکم اعدام زبان ادبی فارسی و نادرست و مضر است. اگر بخواهیم عربی را بر اساس فرض واژه های به کار رفته از فارسی حذف کنیم، باید هزاران مبل و کتاب نظم و نثر، تاریخ و علم و میلیون ها جلد کتاب را پاک و نابود کنیم و گلستان و بستان و مثنوی را به درون بیاندازیم. گرد و غبار و با همه شناخت دوران اسلامی مان، بیایید خداحافظی کنیم و کاری را انجام دهیم که غیرممکن است، یعنی مثلاً می خواهیم زبان جدیدی ایجاد کنیم. البته این پرسش اساسی هرگز مانع از آن نمی شود که بتوانیم واژگان اصیل فارسی را از لایه های شعر و نثر و فرهنگ فارسی استخراج کنیم و کاربرد آنها را توسعه دهیم. حتی لغات و ترکیبات عربی را که جزء زبان ادبی ما نیستند، می‌توان مانند فرهنگستان ایران به فارسی تبدیل کرد، مثلاً کلماتی مانند رئیس الزرای یا تحریر التحریر یا نظمیه یا بلدیه یا دارالفنون. هرگز بخشی از زبان ادبی مشترک ما نبوده و نیست. نخست وزیر، صدراعظم، شهربانی، شهرداری و دانشگاه کردستان و این عمل نه تنها مانعی ندارد، بلکه قابل قبول است، حتی کلماتی مانند نظمیه و بلدیه، با وجود اصالتا عرب، از ترکیه وارد ایران شده و هیچ چیزی نداشتند. به زبان عربی است و در کشورهای عربی از آن استفاده نمی شود و با وجود کلمات اصیل و شیوا مانند شهر و شهرداری نیازی به استفاده از این اصطلاحات نبود.

وی در عین حال در این مقاله اظهار داشت: «با تسلط کامل بر زبان ادبی خود، باید تلاش کنیم تا فرهنگستان ها و محافل علمی و دانشگاهی بتوانند واژه های بیگانه را به فارسی ترجمه کنند، یعنی مترادف آنها را بیابند تا خود را درست کنند. در این دوره «مقامات دینی مانند فرهنگستان ایران، دانشگاه‌ها و دانشمندان می‌توانند مانند گذشته مؤثر باشند. هر چه در این راستا تلاش های علمی بیشتر شود، نتایج بیشتری حاصل خواهد شد.»

رضازاده شفق با بیان اینکه عده ای که دانش کافی ندارند معمولاً در استفاده از کلمات بیگانه سه بهانه می آورند، گفت: اولاً می گویند ما کلمه فارسی نداریم، ثانیاً وقتی کلمه ای را به فارسی پیشنهاد می کنید. می گویند این معنا را نمی رساند، ثالثاً این و آن کلمه را می گویند، بین المللی است و نیازی به تبدیل آن نیست، حقیقت این است که در هر سه بهانه اغراق و سوء تفاهم وجود دارد، اولاً ما احتمالاً کلمات لازم را داشته باشد، فقط طرف نمی داند و همچنین می توانیم از متون نظم و نثر فارسی به دنبال کلماتی بگردیم یا شاید بتوانیم آنها را ایجاد کنیم، ثانیاً اگر یک کلمه صحیح معنای خارجی را نمی رساند. به این دلیل است که با آن معنا به کار نرفته است و در صورت استفاده معنای مورد نظر را می رساند.

وی در همین پژوهش، جلوگیری از رسوخ واژه های بیگانه مانند جهاد ملی را مورد توجه قرار داد و اظهار داشت: امیدوارم همه ما در این موضوع شریک باشیم که به هر نحو از استفاده از واژه های بیگانه بر اساس جهل یا هوی و هوس، تقلید و تخیل جلوگیری شود. در این فصل که نوعی جهاد ملی است، دانشگاه ها باید حرف اول را بزنند.

انتهای پیام