فرهنگ و هنر

«چو ایران نباشد…» و «بسی رنج بردم…» از کجا آمده‌اند؟!

فرزاد قائمی می گوید جملات معروف «اگر ایران نبود بدنم در این سرزمین زاده نمی شد و آدمی زنده نمی ماند» و «امسال خیلی زجر کشیدم/ در این زنده شدم». فارسی» مگر فردوسی نیستند و به او نسبت داده شده اند. توضیح دهید که این آیات از کجا آمده و در بین مردم شهرت یافته است.

این استاد دانشگاه و شاهنامه پژوه در گفت وگو با گیلونا، درباره ابیات منسوب به فردوسی می گوید: ابیات اضافی شاهنامه یا ابیات منسوب به فردوسی که در بین مردم رواج زیادی پیدا کرده است را می توان به دو قسمت تقسیم کرد. برخی از این ابیات، ابیاتی هستند که هیچ ربطی به شاهنامه ندارند و برخی دیگر آنها را در قالب ابیاتی اضافه بر شاهنامه نوشته و به نسخه های بعدی شاهنامه و در نتیجه به زبان عام و خاص اضافه کرده اند و به خانه معروف هستند. از فردوسی ابیاتی وجود دارد که شاعران حتی معاصرانی چون حبیب الله نوبخت شیرازی در مورد نحوه و وزن و سیاق خانه فردوسی سروده اند و در نسخه های شاهنامه نیامده اند، اما به دلیل عدم آگاهی عمومی آن را چنین می داند. بیت فردوسی را به زبان عامیانه انجام داده و به همین منوال ادامه دارد. در سال های اخیر که فضای مجازی بسیار گسترش یافته است، ابیاتی به نام فردوسی رد و بدل می کنند که حتی در نحوه و وزن و سبک و سیاق ابیات او نیست و ابیاتی است که در سال های اخیر توسط مردم سروده شده و به فردوسی برخی نسبت داده شده است. خواص از آنها به عنوان بیت های فردوسی استفاده می کنند.

اگر ایران نبود بدن من کجا بود؟?

وی سپس در مورد بیت «اگر تنم در ایران نیست، تن من باشد/ این تن را بر تن زنده کن» توضیح می دهد: شاید بتوان گفت که این یکی از معروف ترین ابیات الحاقی «شاهنامه» است و منسوب به فردوسی که یقیناً ساخته فردوسی نیست برای اینکه بگوییم مشهورترین بیت «شاهنامه» در بین مردم است، شاید بد نگفته باشیم. «اگر ایران تن من نیست، باشد/ بگذار این زمین باشد و زنده بماند» شاید مشهورترین سطر شاهنامه باشد، خطی که با دستکاری و تحریف عمدی یکی از خطوط شاهنامه به وجود آمده است و شور ملی خاصی را برمی انگیزد. در شنونده بسیار محبوب شده است. امروزه بیشتر از کسانی که از آنها می خواهیم بیتی از شاهنامه را بخوانند، اولین بیتی که می گویند همین بیت است.

قائمی با بیان اینکه این بیت از کجا آمده است ادامه می دهد: در داستان «رستم و سهراب» هژیر پسر گودرز مرزبان ایران و توران است و زمانی که یک قهرمان ناشناخته تورانی که بعداً معلوم می شود سهراب است. پسر رستم به ایران حمله می کند، به جنگ می رود، به محض شکست از کنار او می آید و می رود. سهراب ابتدا قصد کشتن او را دارد، اما هژیر درخواست کمک می کند و پناه می برد. سهراب او را زنده نگه می دارد به شرطی که از بدن ایرانی اطلاعاتی دریافت کند. وعده سهراب و هژیر در یکی از صحنه های معروف شاهنامه محقق می شود. وقتی جسد ایرانی در اطراف دژ سفید، قلعه مرزی ایران و توران که در تصرف سهراب است، اردو زد، سهراب از هژیر می‌خواهد تا هویت قسمت‌های مختلف بدن را برای او فاش کند. اهمیت این بخش در این است که شکل گیری حجاب های مختلف و پرچم های آنها و آرایش نظامی سپاه پاسداران ایران را با جزئیات چشمگیر می بینیم، صحنه ای مشابه آن دوباره در شاهنامه و در آغاز داستان کیخسرو. وقتی سپاه پاسداران در مقابل کیخسرو البته با جزئیات بیشتری دیده می شود. هژیر در این صحنه تمام جزئیات را به طور دقیق به سهراب گزارش می دهد، به جز بخشی که بخشی از میدان مربوط به رستم است، زیرا رستم مهمترین قهرمان ایران و احتمالاً درگیری با سهراب است. با وجود اصرار سهراب برای شناخت هویت رستم، هژیر حاضر به افشای هویت او نیست و او را قهرمان چینی معرفی می کند که نامش را نمی داند. هژیر در حالی که سهراب به دنبال رستم است تا با تعداد زیادی سرباز از او دور شود و او را ترسو بکشد، دلیل پنهان کردن حقیقت را در درون خود تفسیر می کند. به زبان امروزی او نگران قتل رستم است و با اینکه سهراب او را تهدید می کند که اگر حقیقت را از او پنهان کند جان خود را خواهد گرفت، هژیر با خود می گوید: ارزش من و تمام خانواده ام چیست؟ به راستی سه بیت است که به این مضمون اشاره می کند و ابیات را در ذهنش بیان می کند و فردوسی در این ابیات ما را به عنوان مهمان در ذهن یک شخصیت دعوت می کند و دلیل راز پنهان داشتن حقیقت را از سهراب می گوید. ابیات از این قرار است: «اگر کشته شوم او کشته نمی شود / روزی از باران سیاه نمی شود / چو گودرز و هفتادپور گزین / همه پهلوانان خوشبخت می شوند / به ایران برنمی گردم / کاهن پاک را یاد خواهم کرد» (براساس تصحیح «شاهنامه» خالق مطلق، جلد 2، ص 66، ابیات 597 تا 599) همانطور که مشخص است بیت آخر به بیت قبلی وقف معانی و مقدمه دستکاری و ساخت آیه .

این استاد دانشگاه ادامه می دهد: هژیر می گوید اگر جد بزرگوارم گودرز و هفتاد فرزند و نوه و نوه اش که همگی قهرمانان ستودنی هستند باید نابود شوند، نگذارید باشم و تنم باشد و من این دست را به یاد دارم. به نظر می رسد تمثیل یا در زبان «شاهنامه» به داستانی از زبان یک کشیش یا روحانی مذهبی اطلاق می شود و بر اساس این داستان، اگر کشور در خطر باشد، چه ارزشی دارد. زندگی انسان بودن قبل از او قطعاً ابیات جنبه ملی دارد و استفاده از آنها در شاهنامه نیز جنبه ملی دارد. دلیلش این است که چون جان رستم به عنوان تنها سد در برابر دشمن یعنی سهراب در خطر است، هژیر تصمیم می گیرد خود را به خطر بیندازد و رستم را به خطر نیندازد. بیت کاملا ملی و جست و جوی هویت پررنگ است، اما جدای از داستان فایده ای ندارد. در نتیجه این بیت، بنا به نقل یکی از شاهنامه‌های علمای معاصر، ابوالفضل خطیبی، احتمالاً محصول اثری از شاعری معاصر به نام نوبخت بوده و به این شکل تغییر کرده است. «اگر ایران نبود بدنم نباید بود» به «اگر ایران نبود بدنم نباید بود» شد. سطر دوم «روی این بوم و بر آدم زنده» نیز با کل فضای شاهنامه در تضاد است. در ابیات فردوسی یک نفر می گوید من بمیرم تا دیگران حفظ شوند، اما در این بیت شاعر می گوید اگر ایران نباشد، نه من و نه هیچ یک از مردم، یعنی زمین را ترجیح می دهم. به مردم، و این به هیچ وجه میهن پرستانه نیست. نظر فردوسی ناسازگار است و مسلماً این بیت معروف بیت فردوسی نیست و مضمون آن فرسنگها با مضمونی که در ابیات فردوسی وجود دارد فاصله دارد.

«در این سی سال خیلی زجر کشیدم» از چه زمانی وارد شاهنامه شد؟

قائمی همچنین در مورد بیت «در این سال 30 بسیار زجر کشیدم / عجم را به این فارسی زنده کردم» می گوید: این بیت اگر از بیت قبلی که گفتیم مشهورتر نباشد کمتر شهرت ندارد. شاید بتوان از این دو بیت به عنوان معروف ترین بیت های اضافی شاهنامه نام برد، این بیت با بیت قبلی متفاوت است; همان طور که گفتم، ابیات اضافی منسوب به فردوسی به دو دسته تقسیم می شود. دستکاری هایی مانند بیت قبل در ابیات فردوسی ایجاد شده است و برخی ابیات جدید است که برخی دیگر بر ابیات فردوسی افزوده و به آن نسبت داده اند. این قطعه همینطور است. «در این سی سال سختی کشیدم» اگرچه شهرت او در نسخه‌های قدیمی شاهنامه وجود ندارد. هیچ یک از 11 نسخه کهن به کار رفته در تصحیح شاهنامه دکتر خالقی مطلق به عنوان نسخه اول و اساسی در متن اصلی این بیت را ندارد. نخستین نسخه های «شاهنامه» که این بیت را نقل کرده متعلق به قرن هشتم و نهم است. می توان گفت از اواسط قرن هشتم به بعد این بیت نسخه ای از شاهنامه پیدا کرد و متعاقباً در نسخه های دیگر نیز آمده بود و به زبانی خاص و عام افتاد که یکی از ابیاتی است که در بسیاری از نسخه ها به طنز ساختگی منسوب به فردوسی اضافه شده است.

چرا «این سال 30 سختی کشیدم» برای شاهنامه؟

این استاد دانشگاه خاطرنشان می کند: این بیت به دو دلیل به هیچ وجه توسط فردوسی سروده نشده است. اول عدم وجود آن در نسخه کهن و معتبر شاهنامه و ثانیاً وجود کلمه «عجم» در این بیت. این کلمه در زبان عربی در اصل به معنای گنگ است و در مقابل عربی به کار می رود، عربی به معنای فصیح و فصیح است. در واقع اعراب به دلیل تعصبی که نسبت به زبان خود داشتند به هرکسی که به زبان غیر عربی صحبت می کرد با این تعبیر اطلاق می کردند. تعبیر مشابهی در میان اکثر اقوام در رابطه با اقوام مختلف وجود دارد که با آنها دشمنی خاصی داشتند، مانند کلمه “بربر” در یونانیان و کلمه “تازی” در میان ایرانیان که هر دو برای اقوام خارجی به ویژه قبایل آنها به کار می رفتند. دشمنان … در مورد اول یونانیان ایرانیان را بربر و در مورد دوم ایرانیان اعراب را تازی نامیدند. اما به دلیل ارتباط نزدیک ایرانیان و اعراب به ویژه پس از اسلام، واژه عجم بیشتر برای ایرانیان به کار می رفت تا جایی که به تدریج جایگزین معنای ایرانی به فارسی و عربی شد تا جایی که از قرن ششم و هفتم به بعد. واژه عجم اگرچه در معنای ایرانی به کار رفته است، اما جنبه تحقیرآمیز گذشته خود را از دست داده است و شاعری که این بیت را سروده است، قطعاً با چنین اندیشه ای به کلمه عجم نگاه کرده و در بیت از کلمه ای استفاده کرده است که یک به سمت است. فارسی و ایرانی. اما احتمالاً در زمان فردوسی هنوز خواص به معنای منفی کلمه شناخته شده بوده است و بنابراین فردوسی حتی یک بار در شاهنامه این کلمه را به کار نبرده است و در میان ابیات اضافی می توان آن را یافت و این بیت یقیناً ساخته فردوسی نیست.

فردوسی نژادپرست نیست

قائمی در پایان می گوید: در بین مردم ابیات فراوانی وجود دارد که فردوسی آن را سروده نیست; برخی معتقدند وقتی بیتی تا این حد معروف است، نباید در صحت آن در ذهن مردم تردید کرد، اما این درست نیست، مخصوصاً وقتی می فهمید که بسیاری از این ابیات مضمونی بر خلاف اصل موضوعی «شاهنامه» فارسی دارد. ابیاتی که گاه ضد زن یا نژادپرستانه است، مانند «زن و اژدها هر دو در خاک / عالم از هر دو پاک است» که بیت بسیار ناپسندی است و در هر دو نسخه باطل است. توسط «گرشاسپنامه» ضمیمه شده و بعدها در نسخه های شاهنامه توسط کاتبان ضد زن یا منظوم ضد عرب به فردوسی نسبت داده شده است و این بیت در هیچ یک از نسخه های کهن شاهنامه وجود ندارد و در عین حال کلماتی مانند آن وجود ندارد. «تافو» که در کلام «شاهنامه» نیست. ابیات دیگری شبیه به این آیات به طور کلی و عام وجود داشت که اطلاع رسانی از این آیات به اصلاح باورهای غلط درباره فردوسی در افکار عمومی که این روزها در فضای مجازی به سرعت در حال افزایش است و مردم فردوسی کمک می کند. شاعری آزاده که بدون هیچ گونه تعصب جنسی، نژادی و حتی مذهبی، تعالی و سعادت وطن خود را آرزو کرد و زندگی خود را وقف آن کرد.

انتهای پیام/