فرهنگ و هنرکسب و کار ایرانی

چرا سینمای ایران ضعیف است؟

احمدرضا درویش کارگردان قدیمی سینمای ایران در چند روز گذشته دو بار وجود «سینمای ملی» در کشورمان را زیر سوال برده است. او برای اولین بار در جشنواره فیلم چالچراغ، سینمای ایران را «درخت دروغین» خواند و در برنامه «هفت» شب گذشته، جمعه 5 شهریورماه، بار دیگر واژه «سینمای ملی» را زیر سوال برد. سینمای کردی همچنان باقی ملت است که نشان دهنده نبود زیرساخت های حداقلی در ایران است.

اگرچه اظهارات درویش تیترها و محورهایی را به خود اختصاص داد، اما استدلال کلی او قاطعانه در جهت انتقاد از حال و هوای کنونی فیلم و به چالش کشیدن چهره ایران به عنوان فیلمی آینده‌نگر و رقیب ایالات متحده بود. نگاهی غیرواقع بینانه به وجود سینمای ایران در سال های اخیر و در محافل مختلف توسط برخی سینماگران مطرح شده است و سینمای ایران را با موانع فنی، بازده مالی و تولید کلان، تماشاگران و تاثیرگذاری، جایگزینی برای سینمای رایج آمریکا می دانند. .

شاید فرصتی که جسارت احمدرضا درویش به دست می دهد بهترین فرصت برای تبیین دلایل ملی نبودن سینمای ایران و بازتعریف ابعاد وجودی معاصر هنر هفتم در کشورمان باشد. سینمایی که هنوز مجموعه تولیدش از هر نظر با استانداردهای جهانی فاصله دارد و مروری بر این تفاوت ظاهری نشان می دهد که چرا بدون اطلاع از آینده سینمای ایران نباید از وضعیت کنونی سینما گله کرد.

به ازای هر ۱۶۰ هزار ایرانی یک سینما وجود دارد

اگر این آمار از مچله پارت نیوز درست باشد که در دولت یازدهم تعداد فیلم ها از 300 فیلم به 500 فیلم رسید، اکنون به ازای هر 160 هزار نفر یک فیلم وجود دارد. در آمریکا 40547 فیلم برای بیش از 318 میلیون نفر و یک فیلم برای هر 7842 نفر در دسترس است. حتی در چین با بیش از یک میلیارد و سیصد و پنجاه میلیون نفر، بیش از چهار هزار سالن سینما وجود دارد که در آن به ازای هر 33 هزار نفر یک سینما وجود دارد.

وجود سینما در شصت شهر و بیشتر در ایران و پایین بودن سرانه سینماها در ایران شاید بزرگترین نشانه عدم وجود سینمای ملی باشد. به دلیل اکران کمتر فیلم در سینماها بحران ایجاد شد و سینماگران کاهش فروش فیلم های خود را مقصر دانستند.

این شکایت نیز طبیعی است، زیرا تا زمانی که بیش از یک سینما در شهر وجود نداشته باشد، تنها می توان یک یا چند فیلم را در این سالن نمایش داد. تا زمانی که حداقل نیم هزار شهر کشور «سینما» و حداقل 300 صندلی نداشته باشند، نمی‌توانیم از ایده سینمای ملی صحبت کنیم و تا زمانی که تعداد صندلی‌های آن در ایران نباشد، نمی‌توان از مفهوم سینمای ملی صحبت کرد. سینماها پایین ترین سطح وی درباره سینمای ملی گفت: حداقل به 150 هزار صندلی می رسد.

در صورتی که سینمای ایران با همین سرعت فروش فیلم سینمایی را افزایش دهد و بخش خصوصی با شور و نشاط به ساخت سالن سینما در وسط مجتمع های تجاری ادامه دهد و در عین حال هیچ مانع داخلی و داخلی برای توسعه سالن های سینما وجود نداشته باشد. در شهرها، در خوشبینانه ترین ارزیابی. 15 سال طول می کشد تا در «شهر کوچک» به 150 هزار صندلی برسد و تنها در آن شرایط نیمی از مردم ایران دسترسی کمی به سالن های سینما داشته باشند!


فقر شدید ابزار فنی پالایشگاه نفت سازه های خصوصی

“حتی یک فلات”؛ این اظهار نظر رضا میرکریمی در گفت و گو با تابناک است. برخی تجهیزات فنی مانند دوربین های ARRI و RED گاهی به صورت محدود وارد ایران می شود و اگرچه تجهیزات فیلم ایرانی تا حدودی ارتقا یافته است، اما کیفیت و قوت فنی فیلم ایرانی با برخی قابل مقایسه نیست. مثل ترکیه نیست.

نبود «شرکت های فیلم» در صنعت سینمای ایران که در کشورهای غربی ما مانند آمریکا مفهوم «شرکت های فیلم» را دارد، عمدتاً به دلیل افشای پول و پرداخت پول – مالیات واقعی است. که منجر به عدم حضور سینماهای خصوصی می شود. مجموعه ای در ایران مجموعه ای از سخت افزارهای گران قیمت دارد. بدون مجوز به طور کلی برخی افراد و شرکت ها این مواد را که در اختیار دارند با توجه به کاربرد و ارزش این مواد هر روز با قیمت بسیار بالایی اجاره می کنند.

اینکه تینا پاکروان کارگردان زن سینمای ایران از آرزوی داشتن دو دوربین فیلمبرداری سر صحنه پروژه های سینمایی می گوید نگرش دقیق و درستی است. برای مقایسه این سطح از تولید فیلم با تولید فیلم در هالیوود و یا حتی در ترکیه کافیست پشت صحنه آثار یکی از این کشورها را تماشا کنید تا از تعداد دوربین ها و میزان تجهیزات فنی آن شگفت زده شوید.

با این حال، همانطور که در ابتدا گفته شد، مشکلات بزرگتر از چالش سخت افزاری وجود دارد. وقتی کارگردانی قرار است فیلمبرداری کند، خیابان یا راهرو خاصی ندارد و پلاتویی در اختیار ندارد که تمام عناصر خیابان را کنترل کند و دارای دکو پیج معتبری باشد. به همین دلیل در جریان تصویربرداری پروژه های مختلف، حوادث وحشتناک زیادی از جمله تصادف رخ داده و برخی از سینماگران کشورمان راهی بیمارستان شده اند.

هیچ تاخیر فنی یا منحنی یادگیری قابل توجهی وجود ندارد

امروز سینما به شدت صنعتی شده است و حیف است که سینمای ایران این روحیه صنعتی را نداشته باشد. عکاسان کشورمان اگرچه درک بالایی از هنر سینمایی دارند و از این منظر آثار مهمی خلق کرده اند، اما همچنان با همکاران خود در آمریکا، اروپا و حتی سینما حتی شرق و جنوب شرق آسیا فاصله فنی قابل توجهی دارند. سينماي ديجيتال خيلي آرام به ايران منتقل شد و توانايي سينما در بهره‌برداري از اين تحول عظيم نيز آرام آرام به سينماي ايران منتقل شد، زيرا فضا بسته و وابسته به روابط بود. نسل سينماي ايران.

بخشی از این انتقال آهسته دانش، استفاده از تکنیک های مدرن فیلم مانند فیلمبرداری مدرن، تکنیک های صدابرداری و دوبله، درجه بندی رنگ و تدوین.فیلم هاست، زیرا اکثر سینماگران ایرانی از نیاز به یادگیری و دانش مستمر بی اطلاع هستند. بهبود چه تعداد از سینماگران ایرانی در سال های اخیر به استودیوهای هالیوود رفته اند و سعی کرده اند از دانش سینما در کلاس ها و آکادمی ها فرار کنند؟ آیا برخی از سینماگران با تکیه بر مطالب موجود در اینترنت و مطالعه چند کتاب سعی کرده اند به شناخت بسیار پیچیده ای از سینمای امروز دست یابند؟

سینمای ایران امروز به تکنسین هایی نیاز دارد که بتوانند قدرت بی نظیر سینمای دیجیتال را در نگاه عکاسان ایرانی فراهم کنند. تکنسین هایی که لزوما از بستگان درجه یک و دو برخی عکاسان نیستند! مگر اینکه درها برای استقبال از نسل جدیدی از فیلمسازان با دانش فیلم مدرن باز شده باشد. نمی توان از رقابت با فیلم های وسترن صحبت کرد. متأسفانه، بیشتر مراکز آموزشی دولتی و خصوصی هنوز همان دانش فنی قدیمی را که بیست سال پیش در سینمای جهان وجود داشت، و در بهترین حالت، ده سال پیش، تدریس می کنند. با این کلمات چگونه می توان از هماهنگی با سینمای جهان و به خصوص هالیوود صحبت کرد؟